محمدمحمد، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

محمد فرشته ی آسمانی

اولین گردش

در تاریخ 90/12/13 من و بابای محمد به همراه دوست بابا (عمو حسین ) و خانمشون ( خاله سارا ) به جاده ساحلی ، کنار رودخانه کارون رفتیم تا از هوای پاکی که اون روز داشتیم استفاده کنیم ، ولی اونقدر سرد بود که زود میوه و چایی مونو خوردیم و سریع رفتیم خونه عمو حسین .    اینم نمایی از رودخانه کارون...   قند عسلم اونقدر هوا سرد بود که مجبور شدیم اینجوری بپیچونیمت ...........   ولی فایده نداشت و گذاشتیمت توی آفتاب ...   زمانی که رفتیم خونه عمو حسین اینقدر خسته بودی که اینجوری تو بغلم خوابت برد گلکم... الهی دورت بگردم که اینقدر نازی مامانی... ...
29 اسفند 1390

آرزوی یک لبخند

مامان آقا محمد ، آرزو داره که یه عکس از پسرش با خنده بزاره ولی متاسفانه موفق نمیشه ... شما دعا کنید که بتونم موقعی که میخنده ازش عکس بگیرم ... تو این عکس ها ، گل پسرم  تو بغل مادر جونه و عمه خانم هم هی باهاش حرف میزنه و بازی میکنه که شاید بخنده و مامان محمد هم داره پشت سر هم عکس میگیره ، ولی ...                                              موفق نشدیم اینجا که خیلی جدی بود و همش عمه رو نگاه م...
26 اسفند 1390
1